♥این گونه نبودم♥
درونم غوغاست....
بایک تلنگر کوچک...
این گونه نبودم...
این گونه شدم!!
♥یکی بود..........!♥
می خواهم ازداستان علاقه ام به تو بنویسم.....
یکی بود یکی.....
.
.
.
.
بی خیال!!!
خلاصه اش میشود اینکه دوستت داشتم ونفهمیدی.......!!!!
♥میشکنم!!!!!!!!!!!♥
فراموشش کرده ام...
فقط گاهی بی اختیار اسمش را میشنوم....
میشکنم.....
خبر از من داری؟
خبر از دلتنگی های من چطور؟
و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند
خبرش رسیده که مرده اند؟
هیچ سراغ دلم را میگیری؟
کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟
مچاله ام از دلتنگی؟
آه….. که هیچ کلاغی نساختیم میان هم
وجدانت راحت….
خبرهای من به تو نمیرسد
ای کاش . . .
قانون همه ی دوستی ها این بود :
یا رفاقت تعطیل ..
یا جدایی هرگز ..!
دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که،
نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !
واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو می نوسم
قلبم خیس دلتنگی است و چشمانم طوفانی
رویاهایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند اما همیشه شیرین اند مثل رویای داشتن تـــــــو …
تمام سربازانم سفید پوشیدهاند و منتظر حرکت تو هستند ، گام بردار در صفحه شطرنجی دلم ؛ میتوانم تمامش کنم با یک حرکت ، حیف اما شاه این بازی از چشمان سیاه تو فرمان میپذیرد نه از انگشتان بی رمق من …
فاجعه یعنی
آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام
که از تلاقی نگاهم با دیگری
احساس
خیانت می کنم!
عشق یعنی همین!!!
فال گرفتم
نام تو آمد کنار نامم…
حال که نام تو سند خورده به نام دیگری…
مانده ام…..
فالگیر اشتباه کرده بود…؟؟؟
قهوه …قهوه نبود…؟؟
من اشتباه شنیدم..؟؟
یا…..
تو اشتباه رفتی…!!!
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی :هواپیما .قطار.کشتی
تا یک لقمه بیشتر بخورم
یادت هست مادر؟ شدی خلبان ملوان لوکوموتیوران.
میگفتی بخور تا بزرگ بشی!
ومن عادت کردم هرچیزی را بدون آنکه دوست داشته باشم قورت بدهم …!
حتی بغض های نترکیده ام را …!
دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده می شم
نه اگه کسی از کنارم بره حوصله دارم نازشو بخرم که برگرده
بی احساس نیستم
بی معرفت و نا مرد هم نیستم
یه زمانی یه کسی وارد زندگیم شد
که یه سری بــــاورام و از بین بـــرد
ای کاش دوستی ما با یه دیدار شروع میشد و با یه دیدار تموم میشد
ای کاش مثل همه تو روز جدایی چشم تو چشم میشدیم
ای کاش میتونستم اخرین حرفم رو بهت بزنم
ای کاش توی دوستی مثل بقیه بودیم
.
.
.
ولی همه اینا با یه رویا تموم میشن
نه روز جدایی نه حرفی نه خداحافظی و نه دیداری
ای کاش دوستیمون مثل بقیه بود تا الان که نیستی دل تنگت نباشم
ای کاش کاش میتونستم اخرین حرفم رو بهت بگم تا بغضم تموم بشه
ولی الان باید تا آخرعمرم صبر کنم و بعدش بایه نامه بدونی که بی نهایت: دوست داشتم
چه حماقتی
.
.
مرا یاد نمی کند و باز میخواهمش
.
.
چه غرور بی غیرتی دارم....!
اگر روزی داستانم را نقل کردی:
بگو بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد
بگو تنها بود اما کسی را تنها نگذاشت
بگو دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست
بگو کوه غم بود ولی کسی را غمگین نکرد
بگو بازیچه بود ولی کسی را بازیچه نکرد
و
شاید بد بود اما
بدی کسی را نخواست...!
*بایدمغروربود,
دورازدسترس
خاکی که باشی آسفالتت میکنند
وازرویت ردمیشوند.........
ما را از کودکی به جدایی ها عادت دادند…
درست از آنجا که پای تخته سیاه کلاس نوشتند: خوبها-بدها
و من هنوز تو را مثل “تمام شد” مشق شبم.دوست دارم*
*********************************************
گاهی بی صدا نگاهت میکنم …
مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی ،
شاید اگر بغضم فرو نشیند
صدایت کنم …
مهلت بده لعنتی . . . .
قبول . . . . میروم . . .
فقط پایت را بردار تا غرورم را جمع کنم....
ای معنای انتظار
یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست
یک لحظه بایست و یک جمله بگو
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟؟؟؟
خدایا کودکیم را گرفتی جوانی ام را دادی . . . .
عقلم را گرفتی عشق را دادی . . .
عشق را گرفتی و تنهایی را دادی . . .
خنده هایم را گرفتی و غم را دادی . . .
آرزوهایم را گرفتی و حسرت ها را دادای .. . .
خدایا برگرد . . .
من هنوز نفس میکشم . . .
یادت رفت نفسم را بگیری...
مرا به دار آویختند تا نامت را از یاد ببرم اما چه ساده اند این ساده اندیشان که نمیدانند نام
تو حک شده ی♥ قلب♥ من است
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
دوستی شوخی سرد آدمهاست ...بازی شیرین گرگم به هواست... واسه كشتن غرور من و تو ...
دوستی توطئه ثانیه هاس
☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻☻
تو مغازه ي قلبم تنها گلي هستي که روش نوشتم دست نزنيد ، فروشي نيست
☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺
کاش می دانستی و می فهمیدی که برای داشتنت....... دلی را به دریا زدم
که از آب واهــــــــمه داشت
•••••••••••••••••••••••••••••••
چه زیباست رویای داشتن تو................
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
پا♥♥یا♥♥ن
به انتظار زمستان نشسته ام
به انتظار شب یلدا
پاییز آمد و رفتنی شد...
جای خالیت پر رنگ تر شده
و من تنهاتر شدم
بیقرار شدم....
دست خودم نیست !
ولی امید دارم
و به انتظار می نشینم تا روزی روزگاری ، دوباره متولد شدن را با " تو " تجربه کنم !
راستی
آرام جانم
زمستان نزدیک است
و هوا سرد
لباس گرم بپوش
و شال گردنت را محکم تر ببند...
ازمن نرنج...نه مغرورم نه بی احساس...فقط خسته ام...خسته ازاعتمادی بیجا!برای همین قفلی محکم بردل زده ام....................
به توعادت دارم/مثل پروانه به اتش/مثل عابد به عبادت و تو هر لحظه که از من دوری/من به ویرانگری فاصله می اندیشم در کتاب احساس کلمه ی فاصله یک فاجعه معنا شده است تو توانایی ان را داری که به ان فاجعه پایان بخشی.........................
اگریک روز از زنگی من باقی مانده باشد:ازهر جای دنیا چمدان کوچکم را می بندم راه می افتم..... ایستگاه به ایستگاه.......مرز به مرز........
پیدایت میکنم وکنارت مینشینم/بهت میگم تا بی نهایت:
دوستت داررررررررررررررررررررررررررررررررررررم.................
حواسیب خورد از بهشت راندنش/خدایا چه کنم؟که مراهم از زمینت برانی؟خستم ازقلب سنگی ادمات.............
من!
باتو زیرباران نرفته ام.
اماباران که می بارد/دلم برایت تنگ می شود....
راه می افتم بدون چتر/من بغض می کنم اسمان گریه......
مینویسم سرشارازعشق برای تویی که همیشه تنها مخاطب خاص دلنوشته های منی.برای تویی که بخوانی و بدانی دوست داشتنت درمن بی انتهاست.....
وقتی می گویم:دیگربه سراغم نیا!فکرنکن که فراموشت کرده ام...یادیگردوستت ندارم!نه...من فقط فهمیدم:وقتی دلت بامن نیست:بودنت مشکلی راحل نمی کند/تنهادلتنگترم می کند...!
ϰ-†нêmê§ |